خرید بک لینک
خسته ام و بیمار

راه حلی ندارم اما راه فراری چرا

امیدوار بودن به اینکه هیچ کسی به نقطه ای که من قرار دارم نرسه غلطه

کاش در سرزمینی زندگی می کردم که امکان معاش بدون خانواده داشتم

کاش در سرزمینی بودم که زیستن معنای دیگری داشت، یا کاش موفق شوم زیستن جدیدی، عشق به هستی جدیدتری دست و پا کنم تا از لجن زار نفرت و ریا و دروغ در امان باشم، خودم، هم نوعم، عشقم، هر کسی که طالب زندگی است، طالب هدف است، طالب دانستن است

قوی ترین احتمال بی نشانی که در زندگی میبینم زندگی هدفمند است، چرایی که تا دم مرگ گریبان گیر هر بشر جستجوگری است

خوش به حال ماهی ها، با مغز کوچک سه ثانیه ای تنها چیزی که می فهمند تنفس است، حتی شاید نفهمند گرسنه اند، چه برسد به دلیل، چه برسد به افسردگی، برهان، هدف، غایت ...

من حس میکنم در دوره ای ماهی بودم ام، حافظه کوتاه مدتم در رقابت تنگاتنگی با ماهیان زیبای دریای بی کران است

ببین همین واژه بی کران برای من خالی از معنی نیست، همین است که باعث می شود ظرف ایمانم بر بی ایمانی ام سنگینی کند، شاید تنها دلیل تلاش من برای زندگی همین باشد، احتمال قوی تر وجود اساس و بنیان

من نمیگویم چیزی اتفاقی است، من نمی گویم اتفاق است که همه ما را گرد هم جمع کرده، من می گویم در همه چیز ردپایی از احتمال، اثری از درد، نشانه ای یقین و علامتی از تردید وجود دارد

به راستی چه باید کرد با این همه ماهیت یکجا که با آن روبرو شده ایم؟

نه اینکه ندانم، اما ماهیت دانستن من هم مانند تعبیرم از دنیا به همان تابعیت چند گانه است

تنها چیزهایی که در این دنیا برایم معنای سر راستی داشته عشق است و دانش

عشق نه قانون دارد، نه تابع چیزی است نه به کثیفی یا پر رمز و رازی زندگی است

عشق همان است که من در انحناهای میلاد دیده ام یا در خندادن آدم ها و حتی گیاهان اطرافم، عشق همان است که در مهربانی با جهان دریافته ام، عشق همان چیزی است که من از نرگس کلباسی یاد گرفتم

عشق همان مسیری است که ترجیحم است، عشق همان است که من را از بند وابستگی، اعتیاد و نگرانی می رهاند

و اما دانش، به من قدرت می دهد خوب را از بد بشناسم، قدرت تجزیه و اعتماد و رویارویی با احتمال را به من می دهد، همان چیزهایی که در کنش و واکنش دنیا مهم است، دانش مهم است و برای من عشق بدون دانش در این مرحله از زندگی مهربانی بی حصار است، اما عشق سنگینی دارد به دانش چون بخشنده تر است ....

شکر خدایی را که نه دیده ام و نه میدانم روزی خواهم دید یا نه

برچسب: نویسنده: نیکان رضاپور تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:03

صفحه بندی